فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 146
صبا وقت سحر بويي ز زلف يار مي آورد ، دل شوريده ما را به بو در کار مي آورد من آن شکل صنوبر را ز باغ ديده برکندم ، که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار مي آورد فروغ ماه مي ديدم ز بام قصر او روشن ، که رو از شرم آن خورشيد در ديوار مي آورد ز بيم غارت عشقش دل پرخون رها کردم ، ولي مي ريخت خون و ره بدان هنجار مي آورد به قول مطرب و ساقي برون رفتم گه و بي گه ، کز آن راه گران قاصد خبر دشوار مي آورد سراسر بخشش جانان طريق لطف و احسان بود ، اگر تسبيح مي فرمود اگر زنار مي آورد عفاالله چين ابرويش اگر چه ناتوانم کرد ، به عشوه هم پيامي بر سر بيمار مي آورد
عجب مي داشتم ديشب ز حافظ جام و پيمانه
،
ولي منعش نمي کردم که صوفي وار مي آورد
تعبیر:
بهتر است در دیدگاه ها و نظرات خود دقت کافی داشته باشی. هر هدف و مقصودی نهایتاً مفید و خوب نیست. سنجیدگی و هوشیاری و عاقبت اندیشی، همه، حوادث احتمالی و شکست ها را از انسان دور می سازد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 10
دوش از مسجد سوي ميخانه آمد پير ما ، چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما ما مريدان روي سوي قبله چون آريم چون ، روي سوي خانه خمار دارد پير ما در خرابات طريقت ما به هم منزل شويم ، کاين چنين رفته ست در عهد ازل تقدير ما عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است ، عاقلان ديوانه گردند از پي زنجير ما روي خوبت آيتي از لطف بر ما کشف کرد ، زان زمان جز لطف و خوبي نيست در تفسير ما با دل سنگينت آيا هيچ درگيرد شبي ، آه آتشناک و سوز سينه شبگير ما
تير آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
،
رحم کن بر جان خود پرهيز کن از تير ما
تعبیر:
دلسرد و نا امید هستی اما این حالت همیشگی نیست زیرا هرچه از خدا بخواهی با کمی کوشش و تلاش به دست می آوری.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 16
خمي که ابروي شوخ تو در کمان انداخت ، به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود ، زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت به يک کرشمه که نرگس به خودفروشي کرد ، فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوي کرده مي روي به چمن ، که آب روي تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم ، چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت بنفشه طره مفتول خود گره مي زد ، صبا حکايت زلف تو در ميان انداخت ز شرم آن که به روي تو نسبتش کردم ، سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت من از ورع مي و مطرب نديدمي زين پيش ، هواي مغبچگانم در اين و آن انداخت کنون به آب مي لعل خرقه مي شويم ، نصيبه ازل از خود نمي توان انداخت مگر گشايش حافظ در اين خرابي بود ، که بخشش ازلش در مي مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
،
مرا به بندگي خواجه جهان انداخت
تعبیر:
از روزگار و سرنوشت خود شکایت می کنی اما غم نخور. روزگار همیشه به یک منوال نمی چرخد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 195
غلام نرگس مست تو تاجدارانند ، خراب باده لعل تو هوشيارانند تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز ، و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زير زلف دوتا چون گذر کني بنگر ، که از يمين و يسارت چه سوگوارانند گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببين ، که از تطاول زلفت چه بي قرارانند نصيب ماست بهشت اي خداشناس برو ، که مستحق کرامت گناهکارانند نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس ، که عندليب تو از هر طرف هزارانند تو دستگير شو اي خضر پي خجسته که من ، پياده مي روم و همرهان سوارانند بيا به ميکده و چهره ارغواني کن ، مرو به صومعه کان جا سياه کارانند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
،
که بستگان کمند تو رستگارانند
تعبیر:
از هرجا می توان به اشتباه و خطای خود پی برد و راه درست را انتخاب کرد. از تجربه ی دیگران استفاده کن. به تنهایی نمی توانی این راه مشکل را طی کنی. هوشیار و عاقبت اندیش باش و فریب لحظه های زودگذر و فریبنده را نخور.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 105
صوفي ار باده به اندازه خورد نوشش باد ، ور نه انديشه اين کار فراموشش باد آن که يک جرعه مي از دست تواند دادن ، دست با شاهد مقصود در آغوشش باد پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت ، آفرين بر نظر پاک خطاپوشش باد شاه ترکان سخن مدعيان مي شنود ، شرمي از مظلمه خون سياووشش باد گر چه از کبر سخن با من درويش نگفت ، جان فداي شکرين پسته خاموشش باد چشمم از آينه داران خط و خالش گشت ، لبم از بوسه ربايان بر و دوشش باد نرگس مست نوازش کن مردم دارش ، خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامي تو مشهور جهان شد حافظ
،
حلقه بندگي زلف تو در گوشش باد
تعبیر:
در هر کار اعتدال و میانه روی را پیشه کن. تکبر و غرور را رها کن تا راهی تازه پیش پای تو گشوده شود. دوستی به تو خیانت و از سادگی و صداقت تو سوء استفاده کرده است. بهتر است واقع بین و امیدوار باشی و زیرکی و هوشیاری را از دست ندهی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 226
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ، وين راز سر به مهر به عالم سمر شود گويند سنگ لعل شود در مقام صبر ، آري شود وليک به خون جگر شود خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه ، کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تير دعا کرده ام روان ، باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود اي جان حديث ما بر دلدار بازگو ، ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کيمياي مهر تو زر گشت روي من ، آري به يمن لطف شما خاک زر شود در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب ، يا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي ، مقبول طبع مردم صاحب نظر شود اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست ، سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
،
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
تعبیر:
صبر و استقامت و تحمل سختی ها، عاقبت تو را به آرزوهایت می رساند. گره ای که بر کارت افتاده است به خاطر غفلت تو و خیانت دوستان ظاهرالصلاح است. هر کس را محرم اسرار خود قرار نده. با تأمل و تعمق در کارها به پیروزی خواهی رسید.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 421
در سراي مغان رفته بود و آب زده ، نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ، ولي ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده ، عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز ، شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ، ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زده ز شور و عربده شاهدان شيرين کار ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روي خندان گفت ، که اي خمارکش مفلس شراب زده که اين کند که تو کردي به ضعف همت و راي ، ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ، که خفته اي تو در آغوش بخت خواب زده بيا به ميکده حافظ که بر تو عرضه کنم ، هزار صف ز دعاهاي مستجاب زده فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است ، بيا ببين ملکش دست در رکاب زده
خرد که ملهم غيب است بهر کسب شرف
،
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 242
بيا که رايت منصور پادشاه رسيد ، نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد جمال بخت ز روي ظفر نقاب انداخت ، کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد ، جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسيد ز قاطعان طريق اين زمان شوند ايمن ، قوافل دل و دانش که مرد راه رسيد عزيز مصر به رغم برادران غيور ، ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد کجاست صوفي دجال فعل ملحدشکل ، بگو بسوز که مهدي دين پناه رسيد صبا بگو که چه ها بر سرم در اين غم عشق ، ز آتش دل سوزان و دود آه رسيد ز شوق روي تو شاها بدين اسير فراق ، همان رسيد کز آتش به برگ کاه رسيد
مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
،
ز ورد نيم شب و درس صبحگاه رسيد
تعبیر:
شما پیروز می شوید و خبر بسیار خوبی نزدیک است که شما را به حد کمال می رساند و حق خودتان را می گیرید، به شرط اینکه در کارتان قاطع باشید و غفلت نکنید. به حضرت مهدی(ع) توکل کنید. مواظب اطرافیان باشید. خوابتان نبرد زیرا کسانی در کمینتان نشسته اند تا شما را به انحراف بکشانند. | به زودی به هدف خود می رسی و شاهد پیروزی و موفقیت را در بر می گیری. همه ی نقشه های دشمنان نقش بر آب می شوند. همه ی اینها را از لطف و کرم خداوند و نتیجه ی سعی و تلاش خود بدان و از خداوند سپاسگزار باش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 431
لبش مي بوسم و در مي کشم مي ، به آب زندگاني برده ام پي نه رازش مي توانم گفت با کس ، نه کس را مي توانم ديد با وي لبش مي بوسد و خون مي خورد جام ، رخش مي بيند و گل مي کند خوي بده جام مي و از جم مکن ياد ، که مي داند که جم کي بود و کي کي بزن در پرده چنگ اي ماه مطرب ، رگش بخراش تا بخروشم از وي گل از خلوت به باغ آورد مسند ، بساط زهد همچون غنچه کن طي چو چشمش مست را مخمور مگذار ، به ياد لعلش اي ساقي بده مي نجويد جان از آن قالب جدايي ، که باشد خون جامش در رگ و پي
زبانت درکش اي حافظ زماني
،
حديث بي زبانان بشنو از ني
تعبیر:
به آرزو و مراد خود خواهی رسید به شرط آنکه نا امید و مأیوس نباشی. از دوستی گله و شکایت داری. بهتر است که صبور باشی و با رفتار خود اعتماد او را جلب کنی. با دوستان مشفق درددل و مشورت کن و بار مشکلات را به تنهایی تحمل نکن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 413
خط عذار يار که بگرفت ماه از او ، خوش حلقه ايست ليک به در نيست راه از او ابروي دوست گوشه محراب دولت است ، آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او اي جرعه نوش مجلس جم سينه پاک دار ، کآيينه ايست جام جهان بين که آه از او کردار اهل صومعه ام کرد مي پرست ، اين دود بين که نامه من شد سياه از او سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن ، من برده ام به باده فروشان پناه از او ساقي چراغ مي به ره آفتاب دار ، گو برفروز مشعله صبحگاه از او آبي به روزنامه اعمال ما فشان ، باشد توان سترد حروف گناه از او حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد ، خالي مباد عرصه اين بزمگاه از او
آيا در اين خيال که دارد گداي شهر
،
روزي بود که ياد کند پادشاه از او
تعبیر:
برای رهایی از غم و اندوهی که دچار آن شده ای بهتر است که یک بار دیگر به اعمال و رفتار خود به دقت نگاه کنی تا نقطه ضعف خود را بفهمی. با اخلاص به کار خود ادامه بده و از خداوند کمک بخواه. مشورت با دوستان را فراموش نکن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 211
دوش مي آمد و رخساره برافروخته بود ، تا کجا باز دل غمزده اي سوخته بود رسم عاشق کشي و شيوه شهرآشوبي ، جامه اي بود که بر قامت او دوخته بود جان عشاق سپند رخ خود مي دانست ، و آتش چهره بدين کار برافروخته بود گر چه مي گفت که زارت بکشم مي ديدم ، که نهانش نظري با من دلسوخته بود کفر زلفش ره دين مي زد و آن سنگين دل ، در پي اش مشعلي از چهره برافروخته بود دل بسي خون به کف آورد ولي ديده بريخت ، الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود يار مفروش به دنيا که بسي سود نکرد ، آن که يوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
،
يا رب اين قلب شناسي ز که آموخته بود
تعبیر:
ذات و طینتی زیبا داری و همیب برای معرفی تو کافی است. احتیاج به آراستن ظاهر نیست. اعتماد به نفس خود را تقویت کن. هر کس که تو را انتخاب کند عاشق طینتت می شود. تو هم ارزشمندتر از آن هستی که بخواهی خود را خیلی راحت به کسی معرفی کنی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 20 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 246
عيد است و آخر گل و ياران در انتظار ، ساقي به روي شاه ببين ماه و مي بيار دل برگرفته بودم از ايام گل ولي ، کاري بکرد همت پاکان روزه دار دل در جهان مبند و به مستي سوال کن ، از فيض جام و قصه جمشيد کامگار جز نقد جان به دست ندارم شراب کو ، کان نيز بر کرشمه ساقي کنم نثار خوش دولتيست خرم و خوش خسروي کريم ، يا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار مي خور به شعر بنده که زيبي دگر دهد ، جام مرصع تو بدين در شاهوار گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست ، از مي کنند روزه گشا طالبان يار زان جا که پرده پوشي عفو کريم توست ، بر قلب ما ببخش که نقديست کم عيار ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود ، تسبيح شيخ و خرقه رند شرابخوار
حافظ چو رفت روزه و گل نيز مي رود
،
ناچار باده نوش که از دست رفت کار
تعبیر:
حسرت گذشته را مخور. آنچه که از دست داده ای به زودی پیدا خواهد شد. مال و منال دنیوی زودگذر است و دائمی نیست. بهتر است که قانع باشی و زندگی آسوده و آرامی در پیش بگیری.